تبليغاتX
VOROOJAK


VOROOJAK

...
پیری من دارم میام.

یکی از شعر های معروف مرحوم حسین پناهی "می خوام برگردم به کودکی" ست.

داشتم به این فکر می کردم که همه آدما قسمتی از زندگیشون رو دوست دارن، اما من نه از کودکیم خاطره خوبی دارم، نه نوجوانی و نه جوانی.

همش سختی و بدی و بحث و مجادله.

بعضی ها می گن زندگی اکثر بچه های اول، همین طوریه!!!

با اینکه بچه ها مشکلات رو درک نمی کنن و ما میگیم خوش به حال بچه ها، اما من همه سختی ها رو با تمام وجود درک کردم و می کنم.

به جای اینکه در کودکی به فکر شادی و بازی و خنده باشم، درگیر مسائل و مشکلات بزرگ تر ها بودم و هستم. 

شاید در پیری زندگیمو دوست داشته باشم، البته اگه بش برسم. من برای رسیدن به شادی حقیقی می خوام زودتر پیر بشم.

+نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت23:12توسط سارا | موضوع: دل نوشت |
"چشم من و انجیر"

پارسال تو چنین روزی بود و چقدر صدا و شعر های مرحوم "پناهی"(مخصوصا این شعر) کمکون کرد تو  زود تر طی کردن جاده اراک_تهران.

نمی گم یادش به خیر چون اصلا یادش خیر نیست، عذابه؟!!!

وقتی می گفت: "دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟" دلم می خواست خفه اش کنم.

و جالب اینکه امروز نا گهانی کتابی از حسین پناهی به دستم رسید.

یعنی اگه نخوامم به اون روزا فکر کنم نمی شه....

"چشم من و انجیر"

دیوونه کیه؟

عاقل کیه؟

جونور کامل کیه؟

واسطه نیار به عزتت خمارم

حوصله هیچ کسی رو ندارم

یک تریلی محال دارم

تازه داره حالیم می شه چیکارم

می چرخم و می چرخونم سیارم

تازه دیدم حرف حسابت منم

طلای نابت منم

تازه دیدم که دل دارم بستمش!

"راه" دیدم نرفته بود "رفتمش"

"جوانه" نشکفته را "رستمش"

"ویروس" که بود حالیش نبود "هستمش"

جواب زنده بودنم مرگ نبود! تو رو به خدا بود

اون همه افسانه رو افسون ولش!!

این دل پر خون ولش!

دلهره گم کردن "گدار" مارون ولش!

تماشای پرنده ها بالای "کارون" ولش؟

خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش

دیوونه کیه؟

عاقل کیه؟

جونور کامل کیه

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست! دویدم!!

چشم فرستادی برام

تا ببینم

که دیدم

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟

کنار این جوی روون نعناش چیه؟

این همه راز

این همه رمز

این همه سر و اسرار معماست؟

آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!

مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه یالله!

پریشونت نبودم؟!

من

حیرونت نبودم؟!

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!

"اتم"تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!

گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!

انجیر می خواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!

"اتم"تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!

گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!

انجیر می خواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!

چشمای من آهن انجیر شدن!

حلقه ای از حلقه ی زنجیر شدن!

عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم

چشم من و انجیر تو بنازم!

دیوونه کیه؟

عاقل کیه؟

جونور کامل کیه؟!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت21:18توسط سارا | موضوع: مناسبت |
گزیده ای از سوره مبارکه "حشر"

چون حکایت شیطان که به انسان گفت: «کافر شو

و چون (وی) کافر شد، گفت: «من از تو بیزارم، زیرا من از خدا، پروردگــــــــــار جهانیان، می ترسم.»

سوره "حشر" ، آیه "16"

اگر این قرآن عظیم و شان را بر کوهی فرو می فرستادیم، یقینا آن (کوه) را از بیم خدا فروتن و از هم پاشیده می دیدی.

و این مثل ها را برای مردم می زنیم، باشد که بیندیشند.

سوره "حشر" ، آیه "21"

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت1:47توسط سارا | موضوع: عمومی |
"بهروز بقایی" نامی آشنا در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون

امروز روز تولدمه. خواستم مطلبی درباره این روز بنویسم اما لطف و سلیقه عزیزانم آنقدر زیبا و قابل تحسین بود که مجالی برای بازگویی این روز نماند.

از این رو سخن از "بهروز بقایی" که چند روزی بود ذهنم را درگیر کرده بود به میان آمد.

17 آبان بود که شنیدم بهروز بقایی دچار عارضه مغزی شده و تئاتر "هاملت سالاد فصل" رو بدون اینکه اجرا کنه او را به بیمارستان برده اند.

به قدری  ناراحت شدم که خدا می دونه. دلم می خواست به اینترنت دسترسی داشتم و ازتون می خواستم براش دعا کنید، که نشد. اما الان که تو یکی از سایتا خوندم که پزشک ایشان گفته حال ایشان رو به بهبود است، خوشحال شدم.

ایشان بازیگر و کارگردان توانایی هستند که من عاشق بازی ها و صدای جان بخش ایشان بوده و هستم.

انشاالله هر چه زود تر بیشتر رو به بهبودی ی بیشتر بروند.

برایش بیشتر دعا کنید.

به نقل از سایت آینده :

با بهبود اوضاع جسمی، دیگر خطر سكته مغزی «بهروز بقایی» هنرمند صاحب نام عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون كشورمان را تهدید نمی كند.

احمدی، منشی بخش بیمارستان جم با اعلام این مطلب به خبرنگار تئاتر فارس گفت: خوشبختانه خطر كاملا رفع شده است و دیگر خطر سكته مغزی «بهروز بقایی» را تهدید نمی‌كند و ایشان با تلاش پزشكان به شرایط ثبات جسمانی رسیده‌اند.

 وی افزوذ: آقای «بهروز بقایی» در حال حاضر در بخش IC general بیمارستان جم بستری است و با توجه به خطر لخته شدن خون در مغز ایشان رد شده است هم ‌اكنون در شرایط خوبی به سر می‌برند؛ اما همچنان توانانی صحبت كردن را ندارند، كه این مشكل زودگذر است و با كمی استراحت برطرف خواهد شد.

این مسئول خاطرنشان كرد: از روز گذشته دكتر عبدالرضا طبسی به عنوان پزشك معالج آقای «بهروز بقایی» تلاش زیادی برای حفظ سلامتی ایشان به خرج دادند كه در حال حاضر وضعیت ایشان دارای ثبات است اما حداقل تا سه روز آینده باید تحت مراقبت پزشكان در ای.سی.یو باشند.

«بهروز بقایی» هنرمند صاحب نام تئاتر، سینما و تلویزیون عصر روز گذشته به دلیل عارضه مغزی در بیمارستان بستری شد.

وی روز گذشته 17 آبان ماه ساعاتی قبل از آغاز اجرای نمایش«هاملت با سالاد فصل» از سوی پزشك معالجش ملزم به بستری در بیمارستان شد‌ ولی به دلیل اجرای نمایش، از این اقدام خودداری كرد كه در راه تالار سنگلج دچار عارضه مغزی ‌شد.

این در حالی است كه با بروز این اتفاق «هادی مرزبان» كارگردان‌ نمایش، خود با در دست داشتن متن به ایفای نقش به جای بقایی پرداخت.

بیو گرافی کوتاهی از این هنرمند فرهیخته:

 بهروز بقایی  وی متولد ۱۳۳۲ در تهران است. فعالیت خود در زمینه تاتر را با نمایش لبخند با شکوه آقای گیل در سال 1352 آغاز کرد و در سال 1359 با فیلم سینمایی تاریخ سازان(هادی صابری) فعالیت سینمایی خود را نیز آغار کرد.

بقایی همچنین دانش آموخته بازیگری و کارگردانی دانشگاه هنر در سال 1357 و همسر پرستو گلستانی(بازیگر) می باشد.
بقایی همواره همکاری نزدیکی با بیژن بیرنگ و مسعود رسام(خدایش بیامرزد) دارد که از آن جمله می توان به مجموعه محبوب همسران، سرزمین سبز، قطار ابدی و سیب خنده(مجموعه طنز برای کودکان) اشاره کرد. از آخرین فعالیت های تلویزیونی وی می توان کارگردانی سری دوم مجموعه بازهم زندگی را نام برد. وی همچنین در یکی از قسمت های سری نخستین این مجموعه با عنوان جناب مستطاب آشپری که با شرکت نجف دریا بندری و همسر وی به موضوع کتاب مستطاب آشپزی(نوشته نجف دریا بندری.) می پرداخت در یک گزارش طنز به کندوکاو در آبگوشت فروشی های تهران پرداخت.

گزیده فعالیت های هنری:

لبخند با شکوه آقای گیل بازیگر (۱۳۵۲)

تاریخ سازان، بازیگر (هادی صابری ۱۳۵۹)

شناسایی، بازیگر (محمدرضا اعلامی ۱۳۶۶)

پرواز پنجم ژوئن، بازیگر (علیرضا سمیعی آذر ۱۳۶۸)

همسران، بازیگر (بیژن بیرنگ - مسعود رسام)

سرزمین سبز

قطار ابدی

تنها راه ممکن، بازیگر (علا محسنی)

بزرگمرد کوچک، (مسعود رسام۱۳۸۵)

برایش بازم بیشتر دعا کنید.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت1:31توسط سارا | موضوع: دل نوشت |
آبان=آب ، رام=رامش
کسب اطلاعات:

ایرانیان برای هر 30 روز ماه یک نام گذاشته بودند:

1- اورمزد یا هرمزد = نام خداوند                  2-  وهمن یا بهمن = اندیشه ی نیک

3- اردیبهشت = بهترین اشویی                   4-  شهریور = شهریاری مینوی

5- سپندارمذ = آرمان مقدس                       6- خورداد = رسایی

7- امرداد = جاودانگی                                8- دی به آذر = آفریدگار روشنایی

9- آذر= آتش                                             10- آبان = آب

11- خور= خورشید                                     12- ماه = مهر

13- تیر یا تشتر = سمبل باران                     14- گوش = حیوانات

15- دی به مهر= آفریدگار مهر                      16- مهر = پیمان

17- سروش= ندای درونی                           18- رشن = دادگستری

19- فروردین = نیروی پیشرفت                   20- ورهرام = پیروزی

21- رام = رامش                                        22- باد = باد

23- دی به دین = آفریدگار دین                     24- دین = وجدان

25- ارد = توانگری                                      26- اشتاد = راستی

27- آسمان = آسمان                                  28- زامیاد = زمین

29- مانتر سپند = گفتار پاک                        30- انارام = روشنایی بی پایان

۳۱- ندارد

در آن روزگار هر روزی که با نام آن ماه یکی میشد همان روز را جشن میگرفتند...مثلا مصادف شدن ماه مهر با روز شانزدهم "جشن مهرگان" بود که گذشت...

ایرانیان از هر بهانه ای برای شادی استفاده می کرده اند و  هرگز برای مرگ کسی عزاداری نمی کردند...

ماه آبان و بیست و یکم آبان مال من است.

                      دختر پاییز

امیدوارم امسال روز و شب تولدم شاد و بدون غم و غصه باشم.

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت23:33توسط سارا | موضوع: مناسبت |
بهترین مخلوق خدا

دلیل زیبایی چادرم این است که سوغاتی از دیاری زیباتر است دیاری چون مکه مکرمه و سجاده ام معطر است به بوی دل نواز حرم امام رضا و تسبیح فیروزه ای که نماد آرامش و عشق است و من بهترین مخلوق خدا هستم. و اینک در برابر این همه لطف خدا سجده شکر به جا می آورم.

خدایا شکرت که مرا در دل عزیزانم به خوبی جا کردی و می کنی و خواهی کرد.

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت21:28توسط سارا | موضوع: دل نوشت |
اخبار ساعت 14

امروز شنبه، ۰۹/۰۸/۱۳۸۸ اخبار ساعت 14 شبکه یک جمهوری اسلامی ایران تغییرات قابل توجهی داشت.

تغیِیرات از آرم و لوگوی اخبار شروع می شد تا می رسید به دکور، گزیده اخبار، میان برنامه ها، بخش های خبری، زیر نویس ها و ... (خودتون بقیه تغییرات رو ببینید.)  

این همه تغییرات را فقط با یک رنگ خاص به وجود آورده بودند. اون رنگ خاص سبز بود.

چند روزی تا سیزده آبان (روزتسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان - روز دانش آموز) نمانده و دولت با چه حیله ها و نیرنگ ها و عوام فریبی هایی می خواهد با برنامه هایی که در ساعاتی از روز  پر بیننده تر است، جنبش سبز را در ذهن مردم خنثی کرده و رنگ سبز را یک رنگ عادی تلقی کنند، مخصوصا در اخبار ساعت 14 که ۰۲/۶۵ درصد بیننده را دارد.

یعنی می توانند؟؟؟

من که فکر می کنم این عوام فریبی درصدی از افکار مردم را فرا می گیرد؛ اما قشر آگاه و ذهن روشن ما را نمی توان به همان راهی که آنها می خواهند کشاند. گرچه ما شاهد به دادگاه کشیده شدن نخبگان مملکت بودیم اما ما نباید از گرفتن حقمان بی خیال شویم.

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت16:17توسط سارا | موضوع: دل نوشت |
سید محمد خاتمی برنده جایزه "گفتگوی جهانی"
Mr.Khatami

محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران و داریوش شایگان، نویسنده و متفکر ایرانی، برنده جایزه «گفتگوی جهانی» سال 2009.

سيد محمد خاتمی برنده "جايزه گفتگوی جهانی" در سال 2009 شد.

"جایزه گفتگوی جهانی" در سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس‌ ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 برگزار می‌ کند.

در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها داريوش شايگان و سيد محمدخاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه‌ای اعلام کردند.

اين جايزه بر اهميت تحقيقات ميان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد که این جايزه درباره تحقيقات بنیاد فرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. و به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئوليت این گفتگو را برعهده دارند تعلق می گیرد.

اين جايزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال يکبار برگزار خواهد شد.

از برندگان جایزه (شایگان و خاتمی) برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است.

سيد محمد خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن‌ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدن ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده‌اند.

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت14:24توسط سارا | موضوع: مناسبت |
بدون شرح

طراح خودم(سارا ادیب نیا)

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت17:25توسط سارا | موضوع: دل نوشت |
شرح پریشانی

دوستـان شـرح پـریـشانی مـن گوش کنید      داسـتــان غـــــم پـنـهـانی مـن گوش کنید

قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید      گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شـرح این آتـش جـــان سـوز نـگفتن تـا کـی

سـوخـتـم سـوخـتـم ایـن راز نـهفتن تـا کـی

روزگـاری مــن و دل سـاکـن کـویی بودیم      سـاکــن کــوی بـــت عــربـده جـویی بودیم

عـقل و دل بـاخته، دیـوانـه ی رویی بودیم      بسته ی سلسله ی سلسله مـویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از مـن و دل بند نبود

یـک گرفـتـار از ایــن جـمـله کـه هستند نبود

نـرگـس غمزه زنـش اینهمه بیمـار نداشت      سـنـبـل پـر شکنش هـیـچ گـرفتـار نداشت

اینهمه مـشـتــری و گـرمـی بـازار نداشت      یـوسفـی بــود ولـی هـیـچ خـریدار نداشت

اول آن کـس کـه خـریدار شــدش مـن بـودم

بـــاعـث گــرمــی بـــازار شــدش مـن بـودم

عـشق مـن شد سبب خوبی و رعنایی او      داد رســوایـی مـــــن شــهــرت زیـبـایی او

بـسـکه دادم هـمـه جـــا شـرح دلارایی او      شـهـر پــر گـشـت ز غـوغـای تـماشـایی او

ایـن زمـان عـاشـق سـر گشتـه فـراوان دارد

کـی سـر بـرگ مـن بـی سـر و سـامـان دارد

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت16:6توسط سارا | موضوع: عمومی |